تبلیغات

آدرس جدید سایت:

http://lovetoolove.33ir.com/

سلام دوستان لطفا در قسمت نظرات برام نظر بدین

SmileyمرسیSmiley

شماره ارتباط با من: ۰۹۱۵۳۳۳۰۸۸۶ـ09159079169

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

دوست عاشق من - پست های اسفند 1386
  ... عاشقانه ,

به  کوه  گفتم  عشق  چیست ؟       لرزید

 

به  ابر  گفتم   عشق  چیست ؟       بارید

 

به  باد  گفتم   عشق  چیست؟        وزیدن

 

به پروانه گفتم  عشق  چیست؟       نالید

 

به  گل  گفتم   عشق  چیست ؟       پرپر شد

 

به انسان گفتم  عشق  چیست ؟      .........

 

 

 

اگر کردم در این دنیا  گناهی

 

                    اگر  باشد   گناه   من   نگاهی

 

فقط کردم به چشمانت نگاهی

 

                   مجازاتم مکن هر طور که خواهی


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 زمان ... عاشقانه ,

زمان به من اموخت : که دست دادن معنی رفاقت نیست ، بوسیدن قول

ماندن نیست ، و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 تقدیم به. ... عاشقانه ,

                                             

گفتم تو شیرین منی

گفتی تو فرهادی مگر؟

        

گفتم خرابت میشوم   

گفتی تو ابادی مگر؟ 

 

گفتم ندادی دل به من

گفتی تو جان دادی مگر؟

 

گفتم ز کویت میروم

گفتی تو ازادی مگر؟

 

گفتم فراموشم مکن

گفتی تودر یادی مگر؟

 

گفتم خموشم سالها

گفتی تو فریادی مگر؟

 

گفتم که بر بادم مده

گفتی نه بر بادی مگر؟


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 گفتم نرو پرپر میشم ... عاشقانه ,

گفتم نرو پرپر میشم

گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم

گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم

گفتی بسوز

گفتم یه عمره باز هنوزززز . . .

گفتم پس عمرم چی میشه ؟

گفتی هدر شد شب و روز

واااااااااااااااااااااااای دلم 

گفتم آخه داغون میشم

گفتی به من خوش میگذره

گفتم بیا چشمام به تو

گفتی آخه کی میخره

گفتم مرا جنس میدی

گفتی آره بی قیمتی

گفتم یک روز کسی بودم با من نکون بی حرمتی

گفتم صدام میمیره باز

گفتی به در بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم

گفتی که از تو سیر شودم

گفتم تمنا میکنم

گفتی می خوام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

 


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 بگو گفتم یا نگفتم؟(۲) ... عاشقانه ,

 

به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز


می میرم از پا می افتم


به تو گفتم خودمومی کشم و پر می زنم تو آسمون


بگو گفتم یا نگفتم؟؟!!


به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات


چشاتم تنهام گذاشتند


حالا من موندم واشک و بغض و آه وعکس پاره با تو بودن

 
بگو گفتم یا نگفتم؟؟!!


مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره


حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره


دیگه جون نداره دستام


آخر قصه رسیده


عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده

 

 


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 گفتم وگفتی ... عاشقانه ,
گفتم : این روزها دل خیلی بهانه تو را می گیرد

هوای دیدن تو را دارد

گفت : همه چیز بهانه ایست

برای شانه به شانه در حال و هوای با هم بودن

رفتن نشستن و گریستن .

گفتم چرا گریه؟رفتن و نشستن درست!

اما گریستن را نمی خواهم . نه !

گفت : برای حرمت نگاه ناگهان تو

برای یک دل دریا حرف نگفته .

گفتم : و برای هر آنچه گفتم و گفتم و نگفتم و نشنیدی !

گفت : برای آن چه خواستم و بودی . خواستی و نبودم

و برای هر آن چه که نمی دانم !

گفتم : در تمام این سال ها که همه ار یادش برده بودند

تو تنها کسی هستی که هستی !

گفت : در این دل دل دلواپسی عزیز دل !

وقتی تو هستی انگار همه نیستند .


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 بگو گفتم یا نگفتم؟ ... عاشقانه ,

       

به تو گفتم قبل رفتن
اگه نباشی یك روز
میمیرم از پا میوفتم
به تو گفتم خودمو میكشمو
پر میزنم تو آسمونا


بگو گفتم یا نگفتم ؟؟؟

به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشاتم تنهام گذاشتن


بگو گفتم یا نگفتم ؟؟؟


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پیامک ... عمومی ,

پیامك های به روز

 

* اگه دلت گرفته ، بشین به اندازه ی تمام دلتنگیهات گریه كن .

 

برای این كه كسی اشكاتو نبینه ، ماهی كوچكی شو و به ته دریا برو .

 

دیگه نه كسی صداتو می شنوه نه اشكاتو می بینه . حالا فهمیدی چرا

 

آب دریا شوره !

 

 

* اگه تموم زنبورای جهان نیشت بزنن ، حقته ! چون خیلی گلی !

 

 

* خوردن شیرینی خیلی راحته ، خواندن داستان شیرین خیلی راحته ،

 

 

اما پیدا كردن دوست شیرین خیلی سخته !

 

 

* یكی یه جیرجیرك تو خیابون پیدا می كنه ، می بره تو خونه و تا صبح

 

بهش روغن می ده تا صدا نده !

 

 

* یك سوال روانشناسی : با جواب دادن به این سوال می توانید

 

بفهمید افسرده هستید یا نه !

 

سوال : افسرده هستید یا نه !؟!

 

 

* بزرگ ترین آرزوی یك عاشق این است كه كوچكترین آرزوی

 

معشوقش باشد.

 

 

* پازل دل كسی رو شكستی هنر نیست ، اگه با تیكه های شكسته

 

ی دل یه نفر پازل بسازی ، هنره !

 

 

* 5 راه برای عزیز شدن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

تو خودت عزیزترینی ، دنبال چی می گردی ؟

 

 

* چند راه برای آدم شدن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بی خود خودتو خسته نكن تو آدم بشو نیستی !

 

 

* برو پایین منو می بینی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دیر اومدی من رفتم!

 

 

* روحت شاد و یادت گرامی باد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اینو واسه هر كی فرستادم فرداش مرد . مواظب خودت باش!

 

 

* هر وقت احساس كردی به آخر خط رسیدی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

از اتوبوس پیاده شو!

 

 

* تو را با شیشه ی عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم / از آن پس هم

 

تو را چون بت پرستیدم / چرایش را نمی دانم!

 

 

* همین الان از آسمون زنگ زدن ، گفتن یكی از زیباترین ،

 

بهترین و مهربون ترین فرشته هامون گم شده .

 

تو نترس ، من تو رو لو نمی دم!

 

 

* می دونی چرا بهت پیامك ( فارسی را پاس بداریم ) زدم ؟

 

1.        آدم باحالی هستی

 

2. چون دوست دارم

 

3. به یادتم

 

4. ارزش زنگ زدن نداری !

 

 

* ستاره ی آسمون از آسمون اومد پایین و ازم خواست كه یه آرزو

 

 

كنم . منم تو رو ازش خواستم . گفت نمی شه . دلیلشو كه پرسیدم گفت

 

: من تو كار جنس بنجل نیستم!

 

 

* وقتی داری فكر می كنی كه من دارم فكر می كنم / و تو داری

 

فكر می كنی كه من به چی فكر می كنم / دلم می خواد فكر بكنی

 

دارم به دارم به تو فكر می كنم.

 

 

* آدم به 6 دلیل شانس آورد

 

چون هوٌا نمی تونست بهش اینا رو بگه:

 

من آدمت كردم....

 

برو از شوهرای مردم یاد بگیر.....

 

دیشب كجا بودی ؟.....

 

پولاتو دادی ننت؟.....

 

مامانم اینا...

 

چرا به اون زنیكه نیگا كردی؟.....

 

 

* امروز روز جهانی پوكی اسنخوانه

 

روزت مبارك كله پوك!

 

 


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 02:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پروانه۲ ... عاشقانه ,
 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

بیچاره از این عشق

 سوختن آموخت

 

فرق منو

پروانه در اینست پروانه پرش سوخت ولی من

جگرم سوخت


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 02:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پروانه ... عمومی ,

شبی تاریك ، پروانه ها دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند

 

برای رسیدن به معشوقه شان كه شمع بود ، همت خود را

 

آزمایش كنند ، اما لازمه ی رسیدن ، نزدیكی به شمع بود.

 

همگی هم نظر شدند كه بلاخره یكی باید برای طلب عشق به او

 

نزدیك شده و به مقصود برسد.

 

یكی از پروانه ها ، داوطلب شد و شروع كرد به پرواز. وقتی

 

به محل استقرار شمع رسید ، از دور آن را طواف كرد .

 

بعد از بازگشت ، شروع كرد به توصیف شمع كه چه بود و چه و

 

چه ...در میان پروانه ها ، پروانه ای دانا و سخن شناس بود.

 

گفت : این پروانه از شمع آگاهی ندارد. یكی دیگر از پروانه

 

ها سراغ شمع رفت و در اطراف نور شمع گردشی كرد و سعی

 

كرد آن را بشناسد . بعد از بازگشت گفت : من در شمع غرق

 

شدم و از وصال معشوق سخن گفت.

 

باز هم پروانه ی دانا گفت : این پروانه هم نتوانسته او را

 

بشناسد ، او نشانی از آن با خود ندارد. پروانه ی دیگری پرواز

 

كنان و پراز شور و نشاط  وصل به سمت شمع رفت.آنقدر

 

اشتیاق رسیدن به شمع بر او غلبه كرده بود كه از حال خود

 

 خارج و به شعله ی شمع نزدیك شد و آتش را در آغوش

 

گرفت و خودش را فراموش كرد. دراین حال آتش تمام وجود

 

پروانه را در بر گرفت و از سر تا پای او آتش شد.

 

پروانه ی دانا كه از دور او را می دید كه چطور با شمع همرنگ

 

شده به دیگران گفت : این پروانه كار آزموده شده و هیچكس

 

از خدا آگاهی پیدا نكرد ، مگر او.

 

تا زمانی كه از داشته هایتان نگذرید و« خود » را به فراموشی

 

نسپرید ، چطور می توانید از خدا آگاهی پیدا كنید.

 

آن كه شده هم بی خبر ، هم بی اثر

 

از میان جمله او دارد خبر

 

تا نگردی بی خبر از جسم و جان

 

كی خبر یابی ز جانان یك زمان


نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 27 اسفند 1386 و ساعت 02:03 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 به چه می اندیشی ... عاشقانه ,
 

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به سکوت؛ ,به سرانجام سفر کرده عشق یا به تنهایی نمناک دوچشم

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به وفا؛ به زمانه که در آن عشق به اندازه یک احساس است یا به غم های دل پروانه

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به خزان؛به شقایق که دلش داغ جدایی دارد یا به شمعی که نگاهش پر از اندوه است

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به خودت ؛به غریبی در راه؛یا به اشکی که حضور تو دلتنگی اوست

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به افق؛به هوای شب بارانی چشم یا به آن رفته زیاد

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به فراق؛به غروبی که نشان از رخ خوبان دارد یا به زیبایی راز گل سرخ

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به صمیمیت دستان نسیم ؛یا به آواز خواندن در شب مهتابی عشق

به چه می اندیشی؟؟؟؟

به قرار؛به سکوت یا به تقدیر رقم خورده خود

                     آه ای همدم راز دل

                             من به جز عشق به جز اندوه دل پروانه